ریال به ایستگاه آخر رسید

تکلیف یک بحث تقریبا دو دههای دیروز در مجلس نهایی شد و اقتصاد ایران با مصوبه خانهملتیها رسما با ریال خداحافظی کرد.
به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از شرق، ماجرای حذف صفر از پول ملی برای امروز و دیروز نیست و تقریبا دو دهه بود که این موضوع بر سر زبان و روی میز تصمیمگیری قوه مجریه و مقننه بود تا بالاخره دیروز نمایندگان مجلس تصویب کردند واحد پول ملی از ریال به تومان تبدیل شود. اما این مصوبه مخالف و موافقان زیادی دارد. عبدالناصر همتی، رئیس کل بانک مرکزی از این تصمیم بهعنوان هماهنگکردن قانون با عرف یاد کرده و گفته است: «حیثیت پول ملی را باید نجات میدادیم» و مهرداد بائوجلاهوتی، عضو کمیسیون برنامهوبودجه مجلس میگوید حذف چهار صفر از پول ملی یعنی دامنزدن به تشدید تورم. اما رئیسکل بانک مرکزی معتقد است این اقدام منجر به افزایش تورم نخواهد شد. از طرفی برخی دیگر از نمایندگان مجلس هم دراینباره صحبت میکنند که تبدیل ریال به تومان هزینههای زیادی را هم به اقتصاد تحمیل میکند، از جمله امحای اسکناسهای فعلی و چاپ اسکناسهای جدید. آنها معتقدند اقتصاد تحریمشده و رکودی فعلی تاب این هزینهها را ندارد. عباس هشی، کارشناس مالی اما با مروری بر تجربههای جهانی تغییر واحد پول توضیح میدهد که دولت با این مصوبه بهصورت رسمی سقوط ارزش پول ملی را پذیرفته و از این منظر، واقعیکردن واحد پول تصمیم مثبتی است اما تبعات روانی در تورم خواهد گذاشت و از آن مهمتر ارزش پساندازهای اسکناسی مردم را تقلیل خواهد داد.
خواستیم حیثیت پول ملی را نجات دهیم
دیروز ماده یک قانون پولی و بانکی کشور مصوبه ۱۸/۴/۱۳۵۱ بعد از نزدیک به نیمقرن بالاخره اصلاح شد. براساساین نمایندگان مجلس تصویب کردند واحد پول ایران از این به بعد تومان است و هر تومان برابر ۱۰ هزار ریال جاری و معادل صد قران ارزشگذاری شد. رئیس بانک مرکزی، ناصر همتی، دفاع تمامقدی از حذف چهار صفر از واحد پول ملی انجام داد و توجه نمایندگان را به اهمیت افت حیثیت ملی پول ایران جلب کرد و گفت: درحالحاضر اختلاف پول ما با یورو و دلار رقم وحشتناکی و معادل ٠٫٠٠٠٠٠٦ است.
به گفته همتی، سالانه یک میلیارد اسکناس نابود میشود که خود این هرسال چهارصد میلیارد تومان هزینه دارد.
رئیس بانک مرکزی سقوط حیثیت پول ملی را «نتیجه تورم مزمن و انباشته» دهههای اخیر دانست که به گفته او باعث شده پول ملی کاربرد خود را از دست بدهد. رئیس کل میگوید، عرف جامعه ریال را در اندازهگیری پول ملی در نظر نمیگیرد و «ما هم میخواهیم با حذف ریال با عرف جامعه هماهنگ شویم».
اگرچه ناصر همتی ابراز اطمینان کرده است که حذف چهار صفر از واحد پول ملی هیچ تأثیری در نرخ تورم ندارد اما مهرداد بائوجلاهوتی، عضو کمیسیون برنامهوبودجه ضمن ابراز مخالفت با تغییر واحد پول ملی میگوید: «حذف ریال در شرایط بیثباتی تورم و اوضاع اقتصادی کشور به تشدید تورم دامن خواهد زد. کاش در زمانی که شرایط اقتصادی باثباتی داشتیم، به این اقدام دست میزدیم». لاهوتی ادامه داد: «ما در شرایطی هستیم که تورم کشور ثبات ندارد و حذف ریال ممکن است منجر به افزایش نرخ تورم شود. کنترل تورم در کشور نابسامان است و این تغییر باعث سرگردانی مردم میشود و همین محاسبات [تغییر ریال به تومان] در افزایش قیمتها هم نقش خواهد داشت».
همچنین تحمیل «هزینههای زائد» به کشور از دیگر مواردی است که این نماینده مجلس به آن اشاره میکند. تغییر در چاپ اسکناسها، تهیه نرمافزارها، امحای اسکناسهای فعلی که با توجه به وضعیت بودجه و هزینههای جاری کشور، بار مالی است که بهواسطه تغییر واحد پول به کشور تحمیل خواهد شد.
تجربههای جهانی تغییر واحد پول
آیا اقتصاد تحریمشده و رکودی ایران تاب تحمل این هزینهها را دارد؟ مصوبه حذف چهار صفر یک فرصت سهساله را در اختیار اقتصاد برای تغییر واحد پول قرار داده و همین دوره که بهاصطلاح قانون دوره گذار نامیده میشود، میتواند هزینههای آن را تدریجی کند. اما عباس هشی، کارشناس اقتصادی معتقد است تغییر واحد پول یک بدهی ۳۸ساله دولتها بوده که بالاخره با تأخیر قرار شده آن را پرداخت کنند و هرچند این تصمیم بسیار مثبت است اما تبعات تورمی نیز خواهد داشت.
هشی با نگاهی به تجربههای جهانی تغییر واحد پول توضیح میدهد: زمانی که صفر از واحد پول کشوری حذف میشود، مسئولان عموما میگویند ما برای راحتی مردم صفرها را حذف کردیم اما دلیل اصلی حذف صفر کاهش ارزش پول است. این ادعا هم که حذف چهار صفر باعث تقویت ارزش پول میشود واقعیت ندارد بلکه پذیرش کاهش ارزش پول ملی توسط مقامات یک کشور است. این اقدام در کشورهایی که تورم بالایی را تجربه میکنند و اقتصاد دولتی دارند، اجتنابناپذیر است.
او ادامه داد: بعد از فروپاشی شوروی، روسیه تصمیم به تغییر واحد پولی خود گرفت. در سال ۱۹۹۰ به فاصله پنج سال هر سههزارو 600 روبل معادل یک دلار بود. بعد در یک سال هر دلار معادل چهارهزارو 500 روبل شد. یعنی ۲۵درصد دیگر پول ملی این کشور کاهش پیدا کرد. اولین کاری که کردند اخراج رئیس بهاصطلاح بانک مرکزیشان بود و بعد یک دلار را معادل ۲۶ هزار روبل اعلام کردند. یعنی با سادهسازی معادلات تجاری و عددنویسی و پذیرش واقعیت تضعیف ارزش پول ملی سه صفر از پول ملی روسیه حذف شد. یا در اروپا زمانی که روبل و مارک به یورو تبدیل شد، همان مغازهداران معمولی نه فروشگاههای دولتی اگر روی ویترین قیمت ۴۰ مارک داشتند، آن را خط زدند و ۲۰ یورو را جایگزین کردند. این تغییر پول تأثیر روانی گرانی برای مردم دارد. ایتالیا هم در دهه ۸۰ پولش با میلیون لیر خوانده میشد، بعد برای پیوند به اتحادیه اروپا میلیون را حذف کردند؛ اثر روانیاش این بود که والدین میگفتند پولی که به بچه میدادیم، با حذف میلیون آن از نظر فرزندمان کمارزش تلقی میشود. بنابراین از لحاظ روانی تغییر واحد پول در همه جای دنیا با تبعات روانی تورم همراه بوده و بیارزششدن پول را ملموس میکند.
بدهی ۳۸ساله دولتها به اقتصاد
هشی با اشاره به تاریخ اقتصادی ایران میگوید: واقعیت این است که ما از بعد از جنگ تحمیلی و از دهه ۶۰ همواره در محاصره تحریم آمریکا بودهایم. در طول دههها پول ملی کاهش ارزش پیدا کرد. نرخ دلار سال ۵۷ حدود هفت تومان بود و تا سال ۷۲ همان قیمت ماند. اما نرخ ارز بازار از ۵۰ تومان شروع شد تا به ۲۰۰ تومان رسید. آن زمان دولت برای خرید کالای اساسی ارز هفتتومانی میداد. بالاخره دولت وقت در سال ۷۲ کاهش ارزش پول ملی را قبول کرد و هر دلار دولتی ۷ تومانی ۱۳۲ تومان شد. سال ۷۴ اسم نظام ارزی را شناور گذاشتند و سال ۸۰ ارز تکنرخی شد. هر دلار حدود ۸۰۰ تومان بود. یعنی ۱۲۰ برابر ارزش پول کم شد. بنابراین کاهش ارزش پول ملی اتفاق همین چند سال نیست و این یک بدهی ۳۸ساله دولتها به مردم است.
این کارشناس اقتصادی ارزیابی خود از تغییر واحد پول را اینطور جمعبندی میکند: این تصمیم بسیار خوبی است اما با تأخیر ۳۸ساله و تبعاتی هم دارد. یکی اینکه پولی که مردم در بانک دارند، کمارزش میشود. به همین دلیل افت شدید ارزش پول ملی در دو سال آخر که ضربه آخر بر تن پول ما بود، مردم سرمایه خود را از بانکها به سمت خرید دلار و طلا هدایت کردند. همچنین با جوشش دیگ بورس در این روزها به مجرد ایجاد سقف فروش، سهامداران با ضرر هنگفت روبهرو میشوند و تغییر واحد پول ملی، ارزش پول آنها را به نظر کمتر از زمان ورود سرمایه آنها به بورس میکند و در نهایت سرمایههای کوچکی که مردم به امید آینده پسانداز کردهاند، ناگهان با کاهش ارزش مواجه میشوند که تا الان بهصورت ضمنی ارزش آن افت کرده بوده و حالا به شکل واقعی و آشکار شاهد بیارزش شدن آن خواهند بود. اما در پایان باید تأکید کنم حذف چهار صفر از پول ملی پذیرش صادقانه واقعیت است اما بهتر این بود که عواقب کاهش ارزش پول ملی بهموقع و از قبل به مردم هشدار داده میشد.